|
پوست انسان سطحی از بدن را میپوشاند که در حدود هجده فوت مربع است. پوست که سنگینترین عضو انسان است، شانزده درصد وزن بدن را تشکیل میدهد و تقریباً 4500 گرم وزن دارد. پوست ساختمان نسبتاً پیچیدهای دارد و چهار عامل وراثت، محیط، سن و مراقبت بر آن مؤثر است.
پوست از سه لایه تشکیل شده است که از خارج به داخل به ترتیب عبارتند از:
- اپیدرم
این لایه از وجود باکتریها به قسمت اصلی پوست جلوگیری میکند و در مقابل جراحتهای فیزیکی ایمن میسازد. از آنجا که سلولهای این قسمت مرتباً از بین میرود، پوست همیشه تازه و با طراوت جلوه میکند. این لایه خود از چند طبقه مجزا تشکیل شده است.
ü لایهی پایهای: عمقیترین طبقهی سلولی از اپیدرم است. سلولهای بازال در اثر تقسیم میتوز تکثیر مییابند. طول مدت حیات سلولهای بازال تا سطحیترین سلول زنده حدود 60-40 روز است. اندکس میتوز در پسوریازیس افزایش و در لیکن پلان کاهش مییابد.
ü لایهی خاردار: به دلیل وجود شبکههای رشتهای به نام خار یا پلهای بین سلولی سیتوپلاسمی، این لایه را خاردار مینامند.
لایهی بازال و خاردار را روی هم لایه مالپیگی یا لایهی زاینده گویند، زیرا در هر دو طبقه میتوز دیده میشود، با این تفاوت که در لایهی بازال بیشتر و در لایه خاردار کمتر سلولها تقسیم میشوند
ü لایهی دانهدار: سلولها در این لایه حاوی دانههای پروتئینی به نام دانههای کراتوهیالن میباشند. در لیکنپلان لایهی سلولهای دانهدار افزایش مییابند.
سه لایهی بازال، خاردار و دانهدار در اپیدرم زنده هستند.
ü لایهی شفاف: در این طبقه هسته و ارگانهای سیتوپلاسمی از بین رفته و به جای آن مادهی نیمه مایعی به نام الئیدین (Eliedin) در سلولها پایدار میگردد و سلولها مرده و یا در حال مرگ میباشند.
ü لایهی شاخی: خارجیترین لایهی اپیدرم است. این لایه از سلولهای کراتینیزه تشکیل گردیده است که بطور مداوم در حال ریزش هستند. پروتئین این سلولها (کراتین)، مستعد جذب مقادیر بسیار زیادی آب بوده و به هنگام استحمام متورم و چینخورده شده و به خوبی قابل رؤیت میباشد.
لایهی شفاف و شاخی محصولات نهایی مرده در پوست هستند.
ü سه نوع سلول فرعی در اپیدرم وجود دارد که عبارتند از: ملانوسیتها، سلولهای لانگرهانس و سلولهای مرکل.
o ملانوسیتها: سلولهای تولیدکننده ملانین هستند. رنگ پوست به تعداد ملانوسیتها بستگی نداشته، بلکه به تولید ملانین بستگی دارد. در آلبینیسم تعداد ملانوسیتها نرمال است ولی توانایی سنتز ملانین با رنگ کامل وجود ندارد، اما در ویتیلیگو، ملانوسیتها تخریب میگردند.
o سلولهای لانگرهانس: این سلولها در پدیدههای ایمنی نظیر افزایش حساسیت وابسته به سلول، شناسایی و پردازش آنتیژن، تحریک سلولهای ایمنی و دفع پیوند دخالت دارند. در بعضی از بیماریهای پوست نظیر پسوریازیس، تعداد این سلولها کاهش مییابد. این سلولها حاوی دانههای راکتی شکل هستند که با میکروسکوپ الکترونی قابل رؤیت میباشند.
o سلولهای مرکل: به نظر میرسد که این سلولها عمل مکانورسپتور دارند و یا فعالیتی شبیه به سلولهای APUD داشته باشند، اما هنوز عمل مشخصی برای آنها شناخته نشده است.
- درم
این لایه متشکل از بافت همبندی است که بلافاصله زیر پوست قرار گرفته و ضخامت آن بستگی به ضخامت روپوست ندارد. ممکن است در پوستهایی که روپوست نازک دارند لایه میانی هم نازک باشد (مانند پلک). یا میانپوست ضخیم باشد (مانند پوست پشت). این لایه با مقدار زیادی رگهای خونی و رشتههای عصبی تغذیه میشود. ضمناً غدد چربی و ریشههای مو نیز در این لایه قرار دارند. غدد چربی از کیسههای کوچکی ساخته شدهاند که به فولیکولهای مو باز میشوند و در سرتاسر پوست، غیر از کف دست و پا و پایین انگشتان یافت میشوند و مواد روغنی به نام سبوم ترشح میکنند که این مواد در نرم نگهداشتن پوست و ساقه مو بسیار مؤثرند. این لایه از سه نوع بافت همبندی تشکیل گردیدهاست که عبارتند از:
o کلاژن (محتوای اصلی درم میباشد)
o بافت الاستیک
o فیبرهای رتیکولر
لایهی اپیدرم منشأ اکتودرمی دارد و لایهی درم و هیپودرم منشأ مزودرمی دارند. مو و ناخن ساختمان اکتودرمی و مزودرمی دارند. پاپی منشأ مزودرم و ماتریکس ناخن دارای منشأ اکتودرمی است
لایههای درم
لایهی پاپیلری: از رشتههای کلاژن تشکیل شده است که به طور تصادفی در این لایه قرار گرفتهاند.
- لایهی رتیکولر: از قاعدهی لایه پاپیلری تا بافت زیرجلدی ادامه مییابد و از رشتههای ضخیم کلاژن که به موازات سطح پوست مرتب شدهاند تشکیل میشود.
ماستسلها عمدتاً در اطراف عروق خونی واقع شدهاند و هیستامین و هپارین را تولید و رها میکنند. هیستوسیتها ماکروفاژهای سرگردانی هستند که هموسیدرین، ملانین و مواد زائد حاصل از التهاب را جمعآوری مینمایند.
حسهای لمس و فشار توسط جسمکهای مایسنر و واتر و پاچینی دریافت میشوند. حسهای درد، خارش و حرارت توسط پایانههای عصبی فاقد میلین در درم پاپیلر دریافت میشوند.
سیستم اتونوم عضله راستکنندهی مو، غدد آپوکرین، اکرین و عروق خونی را عصبدهی میکند. غدد سبابه توسط سیستم اندوکرین تنظیم شده و بوسیله فیبرهای اتونوم عصبدهی نمیشود.
- لایه هیپودرم:
این طبقه بدون حد مشخصی در زیر میانپوست قرار دارد. این طبقه از بافت همبند سستی ترکیب یافته و به وسیله نوارها و تیغههای کلاژن به حجرههایی تقسیم میشوند.
ü اعمال عمده پوست:
. سد دفاعی بدن و حفاظت در برابر محرکها و میکروارگانیسمهای مختلف
. جذب و ترشح چربی
. جذب اشعه ماورای بنفش و شرکت در متابولیسم ویتامین D
. تنظیم حرارت
. زیبایی
ü چهار نوع پوست وجود دارد:
1. پوست نرمال: پوششی است که در آن غدد چربی به طور طبیعی فعالیت میکنند و لایهی چربی که در سطح پوست قرار گرفته، رطوبت پوست را در حالت مطلوب نگه میدارد. این پوست دارای خواص زیر است:
از نظر شکل ظاهری، تازه و لطیف است. در هنگام تماس کاملاً صاف است. منظره چربی ندارد و سوراخهایی که در سطح پوست قرار دارد، گشاد نشدهاند.
2. پوست چرب: در این نوع پوست فعالیت غدد مولد چربی افزایش مییابد و تعداد این غدد افزایش چندانی پیدا نمیکند. علل پیدایش پوست چرب هم داخلی و هم خارجی است. علل داخلی عبارتند از: زمینه ارثی، فعالیت غدد درونریز، تغذیه، عدم تعادل در سیستم عصبی شامل هیجانهای زندگی، شوک و غیره. عوامل خارجی منحصراً به استفاده موضعی از انواع فرآوردههای دارویی و بهداشتی مربوط است.
3. پوست خشک: پوستی است نازک، کشیدهشده که در این نوع پوست، چینها و شکافهای نامرئی وجود دارد. این پوست به تغییرات درجه حرارت فوق العاده حساس است. نسبت به اشعه آفتاب و شرایط نامساعد جوی نیز حساس میباشد. کمشدن ترشحات غدد چربی و مهمتر از آن تبخیر بیش از حد آب در سطح پوست از علل ایجاد این پوست میباشد.
4. پوست مختلط: این نوع پوست بیشتر در ناحیهی صورت وجود دارد. برخی قسمتهای صورت مثل پیشانی و بینی بسیار چرب است و بقیه قسمتها بخصوص اطراف چشم و گونهها خشک است.
ضمائم پوستی
شامل ضمائم شاخی (مو و ناخن) و ضمائم غددی (غدد سبابه و عرق) میباشد.
مو
ü مو از فولیکولهای اپیدرم منشأ میگیرد. فولیکولها دارای سگمان فوقانی (انفاندیبولوم وایسموس) در بالای عضله راستکننده مو و سگمان تحتانی (بولب و ساقه) در پایین عضله راستکننده مو است.
ü اجزای مقطع مو از داخل به خارج عبارتند از:
- مغز مو (Medulla)
- قشر مو (Hair cuticle)
- غشای درونی پوست (Internal root sheath)
- غشای بیرونی ریشه ( External root sheath)
ü ضخامت عمده مو مربوط به قشر (cortex) است. رنگدانه مو نیز مربوط به همین قسمت از مو میباشد که حاوی رنگدانه است.
ü موها به سه نوع تسیم می شوند:
- موهای جنینی (Lanugo): موهای صاف و نرم و کم رنگدانه بوده که تمام سطح بدن جنین را میپوشانند. این موها به طور طبیعی در ماه های 8-7 زندگی داخل رحمی میریزند.
- موهای کرکیشکل (Vellus) : موهای نرم و کم رنگدانه بوده که بر روی بازوها صورت بچه ها و زنان مشاهده میگردد.
- موهای انتهایی (Terminal) : موهای تیره و قطور بوده که بر روی سر، ابروها و نواحی مربوط به موهای جنسی ثانویه رشد مینمایند. مدولا (مغز مو) فقط در موی ترمینال مشاهده می گردد.
ü موهای روی سر، ریش، زیر بغل و نواحی پوپیک تحت تأثیر آندروژنها میباشند.
ü رشد مو دورهای است و شامل سه مرحله میباشد که عبارتند از:
o مرحله رشد یا آناژن: این مرحله با برقرار شدن فعالیت میتوزی در پیاز مو و پاپیلای درم شروع میشود. مدت آن 6-2 سال است که به طور متوسط 3 سال می باشد. در این مرحله مو با سرعت متوسط 35/. میلیمتر در روز(1 سانتی متر در 28 روز) رشد میکند. مدت آناژن در تمام قسمتهای بدن یکسان نیست. در موهای اسکالپ بیشتر و در موهای ابرو، بازو و ساق پا کمتر است. با افزایش سن، درصد موهای آناژن کاهش مییابد. درصد موهای آناژن در حالت عادی 85%-80 می باشد.
o مرحله توقف رشد یا کاتاژن: در این مرحله پیشرفت حاد فولیکولار وجود دارد. فولیکول تحتانی جمع شده و از پاپیلای بافت همبند جدا می گردد و تا سطح محل اتصال عضله راستکننده بالا میرود و در اثر کراتینیزاسیون ناقص، club hair ایجاد میشود. مدت زمان کاتاژن حدود 3-2 هفته طول می کشد. درصد موهای کاتاژن 3%-1 میباشد.
o مرحله ریزش مو یا تلوژن: تمام فعالیتهای مو متوقف میشود. در حالت طبیعی از هر 100 مو به طور متوسط 15-10 مو در مرحله تلوژن به سر میبرند. مدت زمان تلوژن حدود 3 ماه طول میکشد.
در حالت طبیعی مرحله آناژن سه سال، مرحله کاتاژن 3 هفته و مرحله تلوژن 3 ماه می باشد
|